...
هی من گنج پیدا کردم حدیثانه ها را بنوشید:
هیچ کس برای چشیدن مربای سیب
درخت سیب نمی کارد!
تنها منم
که ازین دره
خودم را
برای دیدن تو پرت کرده ام!
درخت سیب نمی کارد!
تنها منم
که ازین دره
خودم را
برای دیدن تو پرت کرده ام!
*****
در کودکی
پیشخدمت پرنده ها بودم
همزاد درخت سیب
و مربای نارنج مادرم!
هیولای کودکی ام را
در باران شستم
و به هیچ کس رحم نکردم
مردان همه
از شمشیر چوبی من زخم خورده اند
زنان همه
گل سری را می خواستند
که پروانه اش را
در هفت سالگی پرواز دادم
در کودکی
قاتلی بودم
که همیشه عفو می شدم!
حدیث. زمستان 91
همزاد درخت سیب
و مربای نارنج مادرم!
هیولای کودکی ام را
در باران شستم
و به هیچ کس رحم نکردم
مردان همه
از شمشیر چوبی من زخم خورده اند
زنان همه
گل سری را می خواستند
که پروانه اش را
در هفت سالگی پرواز دادم
در کودکی
قاتلی بودم
که همیشه عفو می شدم!
حدیث. زمستان 91
******
شکل خوابیدن روز
شکل تمام روز خوابیدن
شکل روز را خواب دیدن
تمام روز خواب دیدن
شکل روز شدن
همه ی روز شدن یا فقط صبح ها
و اگر بپذریم شب
تنها
روز بلندیست که به ما پشت کرده,
پشت کردن
شکل خوابیدن شب!
حدیث. تهران 91
******
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 1:50 توسط دوستدار حدیث
|
مثل بعضی از شاعرها شعرهایش را به صندوقچه ذهنش نمی سپارد.