اشعار جديد در سايت حديث
اتاق، خالی و سیگار من تمام شده تو نیستی و همین مایهی عزام شده!...
***************************************************************
مرگ بر چرم خیس بارانیت! ایده ی لوس بوسه-درمانیت...
***************************************************************
مردي كه سيگارش تنم را شكل مي داد مي رفت از من، بودنم را شكل مي داد...
***************************************************************************************************
تو ساحلی، من شعرهایِ دریایی ام را می نویسم بر بازوان مهربانت، تنهایی ام را می نویسم....
*******************************************************************************************************
شب ها دریچه های زمان، باز می شود درها به روی هر دو جهان، باز می شود!...
***************************************************************************************************
کلوچه ی بهاره ی پنیری شبیه صبح جمعه دلپذیری....
جالب اينجاست كه بسياري از به اصطلاح دوستان اصلا پست رو نمي خونن و همين جوري پيام مي ذارن كه بيا و ببين و قهره بنوش و ...!ها؟؟؟؟
مثل بعضی از شاعرها شعرهایش را به صندوقچه ذهنش نمی سپارد.