گوشی پر از ترانه ی خاموشی اشت
چه رازها که توی همین گوشی است
لب هام در اس ام اس تو غرق است
گوشی پر از هوای هماغوشی است 
موهام روی موج عزیزم هات
امشب شبیه خواب تو خرگوشی ات
تک زنگ می زنی که ببین هستم 
زنگ تو قرص ضد فراموشی است
چه عاشقانه های خوش آهنگی

در خاطرات کهنه ی این گوشی است!

****

معذرت می خواهم از این که

چشم, جیحون و
عشق, در خون و
ماه, در حصر و
گرگ بیرون است!

****

...اون که خوابیده و وایستاده تویی
اون که وایستاده و خوابیده, منم
ما یه درد مشترک با هم داریم
تو دسات بسته شده, من دهنم!
همین که تو خوبی  
حال ما خوب است
******
ژورنال

وقتی ابرویم
بر صندلی چرخان آرایشگاه 
کوتاه
می شود
زمین در حال چرخیدن است!

حقیقتی در کار نیست

جز این که واقعیت لیوانی
بی هوا
از دست واقعی زن بلوندی 
در ژورنال روی میز

-وقتی ابرویم
بر صندلی چرخان آرایشگاه
نازک می شود-

می افتد
و می شکند!

حدیث. تهران 91
****
آقای روحانی
سبزیم هنوز بوی باران داریم
خون خاطره با کف خیابان داریم
هرچند به اعتدالتان دل بستیم
به "فتنه" علاقه ی فراوان داریم
*****
آینه
شروع قضاوت هاست!

نمی توانم با مردمک هایم
بی رحم تر ازین باشم
وقتی که هیچ فرصت نداشتند
حقیقت را ببینند!

آه! پروانه ی کوچولو
گلی که بر آن نشسته ای
از عطر خود بی خبر است!

حدیث. مرداد 92
****
جانورانی که در تاریکی
قلب مرا تصرف کردند
زنانی
که از پشت شیشه ی عینک تاسف خوردند
و ماه 
که همیشه ساکت بود!

صبح ها 
نمی توانم صورتم را پیدا کنم
کلمات
دهان مرا نمی شناسند
و بوسه هایم تقلید کلاغ هاست!

پناه می برم به سکوت
از شر کلمات رانده شده!

حدیث. تابستان 92