طرز تهیه یک نویسنده : یک عدد دروغ!
همه چیز از یک دروغ شروع شد! از روزی که حدیث لزرغلامی ۱۱ ساله به یک نمایشگاه کتاب رفت؛ نمایشگاهی پر از رنگ و نور و شادمانی. آنجا بچه ها، نقی سلیمانی را دوره کرده بودند و با او حرف میزدند. حدیث هم جلو رفت و به جمع آنها پیوست. بعد به سلیمانی گفت که یک داستان نوشته است، در حالیکه هیچ قصه ای ننوشته بود! سلیمانی گفت که قصه اش را تعریف کند. حدیث هم همانجا یک قصه در مورد ستاره ها <بافت> و سلیمانی آنقدر خوشش آمد که به او گفت فردا به کیهان بچه ها بیاید و قصه اش را هم بیاورد. اینطور بود که حدیث لزر مجبور شد شبانه یک قصه بنویسد و فردا به کیهان بچه ها ببرد! وقتی سلیمانی داستان غلامی را خواند، تشخیص داد که برای مجله سروش نوجوان مناسبتر است. از آن به بعد، سروش نوجوان، شد پاتوق حدیث لزرغلامی و هفته ای چند روز را در آنجا میگذراند.
---
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 15:37 توسط دوستدار حدیث
|
مثل بعضی از شاعرها شعرهایش را به صندوقچه ذهنش نمی سپارد.