تبليغاتX
کو - بهل که تا بشود ای دوست ، هر آن چه عزم شدن دارد!
 

***

ابروم روی خط تو نازک تر از خودم

از این که باز فکر توام ، دیگر از خودم...!

مش می کنم تمام خودم را بدون تو

شاید که آدمی بشوم بهتر از خودم!

با نیش سرد این موچین ده دقیقه ای

بیرون می آورم عسلی محشر از خودم

آن قدر هی عوض شده ام توی آینه

دیگر نمی شود که در آرم سر از خودم

من فکر می کنم که غلط بوده ام تو را...

یعنی که اشتباه تو در باور از خودم...

از من نه دست های مرا و نه حرف هام

از من فقط مجسمه ای مرمر از خودم...

*

" خانم چه دست های قشنگی...!" .....(صدای توست!)

"چه فرم و انحنای قشنگی...!"....(صدای توست!)

"در تو هزار کبک جوان راه می روند"

"یعنی چه ساق پای قشنگی ...."...(صدای توست!)

"خانم شما اصالتتان آفتابی و

با ابرها هوای قشنگی....!"...(صدای توست!)

"خانم !اجازه می دهی این بار با خودم

یک شب تو را به جای قشنگی...!"...(صدای توست!)

 

"من را برای خاطره اش عشق می کند

یا من فقط برای قشنگی...؟!"...(صدای اوست!)

*

من فکر می کنم که صدایت عوض شده!

اصلا تمام دغدغه هایت عوض شده!

ابروم روی خط تو نازک تر از خودم

از این که باز فکر توام ، دیگر از خودم...

 

"آقا !اجازه می دهم این بار با خودت

یک شب مرا به جای قشنگی...."...(صدای کیست؟!)

***

پی نوشت:" کو" مدتی به روز نمی شود. من می روم سفر و حتما با خودم شعر می آورم.

 

 

 

+ شعر . حدیث لزرغلامی .