حافظ غزل نگفته و در حد عشق نیست
این روزها که هیچ کسی قد عشق نیست!
دیگر برای من که رمانتیک نیستم
باران پر از ترانه ی ممتد عشق نیست!
دستت نمی رسد که بباری به سمت من
نزدیک تر بیا! نفسم سد عشق نیست
یوسف اگر به آینه ها تن نمی دهد
این منطق درست تو در رد عشق نیست
معیار عاشقیِِِِِِِِِِّت دنیا تو نیستی
بابابزرگ عاشق تو ، جد عشق نیست!
تقدیم به یک مادربزرگ
مادربزرگ!
آرزو می کنم یک روز
گرگ تو را بخورد!
در تنم ، گردشگریست
که سیر نمی شود از
سیاحتم!
من اما، متروکه ام
امامزاده ای هستم
که چندیست
به نسبش شک کرده است!