تبليغاتX
کو
 

می خواستم از کنسرت شهرام ناظری بنویسم . از این که چقدر منتظر ماندم تا آتش در نیستان خوانده شود و نشد . و جایی که داشت زمستان اخوان ثالث را می خواند و می گفت" صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است "دیدم که دندان هایم دارند تریک تریک به هم می خورند .اما بقیه اش را دیگر نمی نویسم .همین غزل ۴ بیتی را می نویسم و آن تک بیتی را که ناظری با آن تک بیت شروع کرد و چه نازنین شروع کرد.

*

عشق داغی است که تا مرگ نیاید ، نرود

هر که بر چهره ازین داغ نشانی دارد

*

دردی دوباره توی تمام تنم ، تو را...

سلول های نازک پیراهنم تو را...

تو چشم زخم کوچک فیروزه ی منی

من هم دلم خوش است که بر گردنم تو را...

من بوی شیر می دهم از بوسه های تو

خوابانده ام به پچپچه بر دامنم تو را !

یک روز زرد ، از نفس شاخه های خشک

می افتم و تلنگر افتادنم تو را...

 

 

 

+ شعر . حدیث لزرغلامی .

 

یک نسخه از کتاب "آلبالوهای بهشت رسیده اند" را دیروز از نشر شباویز گرفتم .

بقیه اش هفته ی دیگر از صحافی می آید . کتاب کوچکم را دوست داشتم . داستانش را ماه رمضان دو سال پیش نوشته بودم . قبل از این که بروم تبریز ریس کاکائویی بخورم و طاقت نیاورم و ده روزه برگردم.کتاب خوش شانسی بود که با چنگ و دندان از ممیزی ارشاد در آمد.بیشتر از چند تای قبلی حس می کنم که کتاب خودم است .شبیه آن چه که می خواستم .

یک دلیل بزرگش "هدا حدادی " است . همین جا به خاطر تصویرگری رویایی اش در این کتاب می بوسمش و دلم می خواهد یک روز با هم توی آشپزخانه ی بهشت به مرباهای آلبالو ناخنک بزنیم و وقتی با هم حرف می زنیم حالمان بهتر باشد.

*

و یک مطلع بی غزل که می نویسمش...

تن تو پوسته ی ماه و ، صدات زیر وبم آبی

چه کیف وحشی خوبی داشت ، دوباره با تو  غزل - خوابی...

 

*

پی نوشت:دیشب فیلمی دیدم به اسم"talk to her".دوستش داشتم. اگر دستتان رسید ، ببینید.

 

+ شعر . حدیث لزرغلامی .

 

 

یه مرغ زرد چاق بی حوصله

این روزا تو حیاط خونه م وله

نوک می زنه به آسمون لونه ش

کپک زده ته مونده های دونه ش!

یه بال تو خشکی و یه بال تو آبه

رو تخم مرغاش نمی ره بخوابه!

یه دیقه دیگه میشه جوجه کباب

این طوری که وا می سته  توی آفتاب

تو قدقدا کردنشم الکنه

پراشو با نوک خودش می کنه

حیوونکی یه جورایی مریضه

راستش تو فکر یه خروس هیزه

می پره رو پرچین عاطفه جون

همسایه ی دیوار به دیوارمون

*

یه ماهی میشه که خروسه دیده

یه موردی این طرفا خوابیده!

یه مرغ زرده که کسی نداره

صب می خوابه بعد از ظهرا بیکاره

یه مرغ سرگردون بی حواسه

رنگ پراش یه خرده بی کلاسه

با تن چاق و نوک ریزه میزه

دمش داره پودر می شه و می ریزه

خروسه هی سوت می زنه می خنده

پراشو هی وا می کنه می بنده

قوقولی قوقوهاشم به چه قشنگی

رژه می ره رو پرچینای رنگی

فر زده تاج صاف سرخابیشو

برنزه کرده نوک عنابیشو

مرغ منم یه کم ندید بدیده

انگاری تو عمرش خروس ندیده

*

بالاخره یه روزی ظل آفتاب

که مرغ زنده می شه یک جا کباب

با یه اشاره ی نوک و یه آواز

قرار می ذارن کافی شاپ "پرواز"

مرغک من ابروشو ورمی داره

از صب تو لونش هاییده می ذاره

با اشتراک خانوم فلانی

زنگ می زنه آژانس ماکیانی

ساعت ۱ می رسه پشت میزش

منتظر خروسک عزیزش

نمی دونه با نعش یه مرغابی

خروسکش نشسته تو قصابی

مرغابی رو می ده و ریز می خنده

می گه :"ببخشین ساعتتون چنده؟"

ساعت ۱ ...قرار تازه دارم

تا یه ساعت دیگه

                         اونم میارم!

+ شعر . حدیث لزرغلامی .

 

 

 

 

حرفی شبانه بر زبان ماه آمد

یک مرد از توی دهان ماه آمد

 

یک ساعتی با من تمامم را قدم زد

مردی که با اسب از جهان ماه آمد

 

از اول این کهکشان راه شیری

تا آخرش بی وقفه با من راه آمد

 

هی نقشه های آسمانی می کشیدیم

دنبال من از چاله توی چاه آمد

 

من مردم و می خواست مثل من بمیرد!

بوسیدمش ...آرام شد! کوتاه آمد!

 

 

 

 

 

 

 

+ شعر . حدیث لزرغلامی .