تبليغاتX
کو
 

بضاعت من هم در عیدی دادن به شما این است... کاش هفت سین مان را هم می دیدید،خواستنی شده:)

 

مهمان دلم سلام ، احوال شما؟

امسال تمام عید من مال شما

من عاشقتان شدم دم فروردین

نقدا دل من عیدی امسال شما!

***

 

چشمک بزن در آینه شاید غزل شود

دستی که خوب وا شده باید بغل شود!

 

در آینه ببوس خودت را به جای من

تا روی آینه پر لک عسل شود

 

من چای تلخ هندی ام آرام نوش کن

باشد که قند ،  روی زبان تو حل شود!

 

در آینه به قلب خودت قول داده ای

باشد که دست های تو مرد عمل شود!

 

واریز کن تمام خودت را به پلک من

نگذ ار این نگاه، چک بی محل شود!

+ شعر . حدیث لزرغلامی .

 

***

 وقتی که آب نیست ، درختان چه می کنند؟

گل ها برای سنبله هاشان چه می کنند؟

باران عمود می زند،این بچه های خیس

توی گلوی سرد خیابان چه می کنند؟

من مرده ام...چطور بگویم که مرده ها

با چشم سرد و صورت بی جان چه می کنند؟

دارم کبود می شوم و درک می کنم

با بندگان خسته ، خدایان چه می کنند!!

روز قیامت است...ببین گربه های گیج

                                             با بچه گربه ای که به دندان...

                                             چه می کنند!

 

*گیرم این عکس با این غزل شبیه یک آگهی ترحیم خود نوشت شده باشه...هوم؟

+ شعر . حدیث لزرغلامی .

 

عاشقان را اشارتی...!

*

مرابه خواب خودت می بری یواش ببر

درخت سیب مرا ..با پرنده هاش ببر

"مسابقه بده با من دوباره  اول شو

به جای جایزه یک عالمه گواش ببر


بکش بهار مرا روی بوم نارنجی

هوای بغض مرا سمت خنده هاش ببر"

به من شماره بده..."صفرنهصدونارنج"

دو کاسه سنبل دم کرده در ازاش ببر...

+ شعر . حدیث لزرغلامی .

 

 ***

رنگ آیینه رفته از آهم...

بوی سیگار می دهد ماهم!

دارد از پشت بام می افتد

آسمان...آسمان کوتاهم!

قهوه سر رفته است از چشمم

شیر می ریزد از گلوگاهم...

دست تاریک یک نفر خورده

بر تن کهکشان دلخواهم!

میهمان می کنم به یک بوسه

عقربی را که بر سر راهم...

*

یک فرشته مگر بیاید تا

دست های من و تو را با هم...

 

+ شعر . حدیث لزرغلامی .

 

هر وقت بوی غذایی بهم می خوره که دلم می خواد و به هر دلیلی نمی شه بخورمش توی دلم میگم:"سهمم باشه تو بهشت"

...این و از مادربزرگم یاد گرفتم و جمله رو که می گم دوس دارم فکر کنم الانه که دارن لقمه ام و برام کنار می ذارن!

حالا که دارین این کلمه ها رو می خونین امیدوارم  اگه دوس دارین سهم شما  رو هم از هر چی که اینجا داشتنش بهتون قد نداد تو بهشت به حسابتون بذارن....

***

وقتی بمیرم

دوباره فکر خواهم کرد

پیراهن نخی آبی ام را

گران خر یده ام؟

و هر صبح

عجله خواهم کرد

تو را با دو زنگ تلفن

بیدار کنم؟

 

وقتی بمیرم

دوباره نان و عسل خواهم خورد

و روی تقویم

تاریخ روزهای مردنم را سیاه خواهم کرد؟

 

وقتی بمیرم

از ولی عصر تا هفت تیر

چقدر راه خواهد بود

تا برای تو گل هایی از بهشت بیاورم؟

تا

به

تو

سر بزنم؟!

تیر ماه ۸۰

 

+ شعر . حدیث لزرغلامی .